امروز رفتم آینه ای که دیروز خریده بودم رو آوردم.
اگه یکم مسیرش نزدیک تر بود که مث صندلیا بغلش میکردم و میاوردمش خونه.
ولی کاش میشد مث امروز یهو به آدمایی که اصلا انتظارش رو ندارن ی حال هرچند کوچیک داد.

چرا دلت میخواست آینه ای که اندازه ی خودته رو بغل کنی و راه بیفتی تو خیابون؟! چیجا چیجا بیسانادا
برچسب:
نویسنده: رضا توکلی